تربیت فرزند به روایت مادر شهید مدافع حرم/ ۵ پسر یعنی پنج کتونی میخی!


به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، شهید محرم ترک جزو اولین شهدای مدافع حرم بود که ۲۹ دی سال ۹۰ در دمشق توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) و روز مادر به سراغ خاطرات مادر این شهید عزیز رفتیم. گلنار ترک در برشی از خاطرات خود از نحوه تربیت ۵ پسر خود در محله خزانه بخارایی اینطور روایت می‌کند.

برای پسرها شش دانگ بودم

حواسم شش دانگ به تربیت پسرها بود. برایشان ساعت گذاشته بودم که از فلان ساعت نباید دیرتر از مدرسه برسید خانه. یا تابستان‌ها که تعطیل بودند تنها از ساعت ۶ تا ۷ حق داشتند بیرون با بچه‌ها بازی کنند.

موقع درس خواندنشان که می‌شد محمد را می‌فرستم زیر زمین، محرم را می‌فرستادم یکی از اتاق‌ها، هادی را می‌فرستادم آشپزخانه،  مهدی را هم می‌گذاشتم داخل یک اتاق دیگر، محسن را هم می‌فرستادم حیات. نمی‌گذاشتم کنار هم باشند که حواسشان پرت شود.

پنج پسر داشتن یعنی پنج کتونی میخی!

شما توجه کن پنج پسر داشتن یعنی پنج کتونی میخی، پنج شلوار لی و پنج کیف مدرسه. هر روز بدون اینکه بفهمند داخل کیف‌هایشان را نگاه می‌کردم مبادا چیز نامربوطی پیدا کنم. بهشان سفارش کرده بودم مسیر مدرسه را از همین راهی که می‌روید از همان برگردید. اگر اتفاقی افتاد من بیایم مدرسه.تا کمی دیر می‌کردند سریع می‌رفتم مدرسه.

یک روز محرم و برادرهایش آمدند خانه یک جک ماشین دستشان هست. پدرش پرسید: این چیه؟ محرم گفت در شهرک بعثت یک ماشین وسیله خالی کرد هر کسی یک چیزی برای خودش برداشت و برد ما هم این را آوردیم. پدرش به شدت ناراحت شد و گفت همین الان برمی‌گردانید سر جایش. گفتند الان شب شده ما می‌ترسیم، گفت: خودم هم می‌آیم. دست پنج تا را گرفت و رفتند گذاشتند سر جایش. پدرش گفت: این کار حرام است، دزدی است! هر کسی هم ببرد شما نباید ببرید. شوهرم به شدت حواسش به نان حلال آوردن بود و من هم از داخل خانه مواظب بودم تا محرم و بقیه بچه‌ها درست بزرگ شود.

بچه را باید همین قدر که تنبیه می‌کنی همانقدر هم تشویق کنی

من معتقدم بچه را باید همین قدر که تنبیه می‌کنی همانقدر هم تشویق کنی. برای همین  اگر کار خوبی می کردند، مثل اینکه نماز می‌خواندند یا نمره ۲۰ می‌گرفتند برایشان هدیه می‌گرفتم. هدیه کوچکی مثل مداد تراش.

محرم در کلاس اول، اولین نمره ۲۰ را که آورد برایش تراش نوشابه‌ای گرفتم. تا دخترش رفت آمادگی برایش این خاطره را تعریف می‌کرد، هرچند دیگر بچه‌ام خودش نماند کلاس اول رفتن دخترش را ببیند.

پایان پیام/




این مطلب را برای صفحه اول پیشنهاد کنید


منبع: https://farsnews.ir/news/14011018000505/%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D8%AD%D8%B1%D9%85-%DB%B5-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%DA%A9%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AE%DB%8C