نوربالا| خانه و زندگی حاج همت در اوایل ازدواج



این مطلب را برای صفحه اول پیشنهاد کنید


منبع: https://farsnews.ir/news/14020626001080/%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%7C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%87%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC

بعد هم با پول تو جیبی‌ام کمی خرت و پرت خریدم؛ دو تا بشقاب، دو تا قاشق، دو تا کاسه. یک پتو هم از سپاه آوردیم. یادم هست حتی چراغ خوراک‌پزی نداشتیم؛ یعنی نتوانستیم بخریم و آن مدت اصلاً غذای پختنی نخوردیم. این شروع زندگی ما بود.

روی پشت بام خانه یکی از برادرهای بسیجی، اتاقی بود که آن را مرغدانی کرده بود، ولی به علت بمباران استفاده نمی‌شد. کف آن مرغدانی را آب انداختم و زمینش را با چاقو تراشیدم. حاجی هم یک ملحفه سفید آورد و با پونز پرده زدیم که بشود دو تا اتاق.

شهید حاج ابراهیم همت با اینکه فرمانده بود، اما زندگی مشترکشان را در جایی شروع کردند که خانه هم نبود و یک مرغدانی بود. خاطره کوتاه همسر شهید همت درباره شروع زندگی‌مشترکشان را ـ که در کتاب نیمه پنهان ماه آمده است ـ می‌خوانیم.

پایان پیام/


به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، وقتی کتاب خاطرات شهدا را ورق می‌زنیم، می‌بینیم که آنها در قید و بند تجملات نبودند. ساده‌تر از آنچه فکرش را کنیم، زندگی می‌کردند. گاهی تمام اسباب و اثاثیه منزلشان پشت یک پیکان هم جا می‌شد.